من فیروزه امیرمالایی هستم

توی زندگیم شکستها و موفقیتهای زیادی رو تجربه کردم ، اما دو سال گذشته شرایطی برام فراهم شد که زندگیم به اوج رسید و مطمئنم این اوج ادامه داره. چون من الان به سرچشمه ای وصل هستم که روز به روز نعمتهام بیشتر میشه و بیشتر میشه .

میتونم خیلی ادبی بنویسم این متن رو اما بیشتر دوست دارم خیلی خودمونی باشم.

من از دوران دبیرستان به خاطر اینکه توی رشته ای درس خوندم که اصلن دوست نداشتم ، یه کم از هم دوره ایهام عقب تر بودم ، خیلی هم افسرده بودم ، دانشگاه رو به لطف خدا رشته ای شرکت کردم که دوست داشتم. ادبیات فارسی، فقط هم به عشق حافظ رفتم این رشته . بهم خیلی خوش گذشت ، البته من اون موقع مثل اکثر آدمها بیشتر تریپ غمگین میگرفتم .

عادتم بود غصه بخورم و به آینده ناامید باشم. میگفتم من که میدونم شرایط روز به روز بدتر میشه و مثل تمام پیش بینی ها که چه مثبت باشه و چه منفی صد در صد میشه (به خاطر ارتعاش که اصلن اون موقع نمیدونستم چی هست) پیش بینیم درست از آب در اومد.

لیسانسم رو که گرفتم ، یه لیسانسه ی بیکار و بسیار بسیار افسرده و عصبی بودم. خیلی عصبی بودم. یاد اون روزها حالم رو بهم میریزه و ترجیح میدم اصلن بهش فکر نکنم. چون خیلی چیزها رو خراب کردم.

با وجودی که سنم کم بود اما هنرهای زیادی داشتم و روز به روز هنرهام بیشتر میشد ، اما من به خاطر عصبی بودنم نمیتونستم از هیچ کدومشون درآمدی داشته باشم. یه مدت تایپ میکردم و بعد از فوت پدرم تایپ رو هم مجبور شدم بذارم کنار.

 و بدترین اتفاق زندگیم همین مرگ پدرم بود . که به هیچ وجه نمیتونستم درکش کنم. افسرده تر ، ناامید تر، عصبی تر (بسیار عصبی ها یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید) شدم. شکست پشت شکست  و یه مدت بعد با قانون جذب آشنا شدم.

کتابهای کاترین پاندر اولین کتابهایی بودند که به دستم رسیدند و زندگی من رو متحول کردند و بعد یکی دو تا از کتابهای راندا برن.

با آقای حلت و مجله موفقیت آشنا شدم و درهای زیادی به روی من باز شد. همون موقع که کتابهای کاترین پاندر رو میخوندم ، میدیدم اینها دارن از قرآن ما استفاده میکنند. تصمیم گرفتم نویسنده بشم و کتابهای موفقیتی بر اساس آموزه های قرآن ، مولانا و حافظ بنویسم .

اولین جذب عالی که داشتم همین نویسنده شدنم بود که بابتش هزاران بار خدا را شاکرم. (اینجا رو دلم خواست ادبی بنویسم)

اما یه مدتی از جذب غافل شدم و توی زندگیم هم یه مدتی بدبیاری داشتم تا اینکه از دو سال پیش شرایط جوری شد که دوباره به سمت کتابهای موفقیت برم و دوره های مختلف رو خداوند در مسیر من قرار داد و خدا رو شکر الان به جایی دارم میرسم که آرزشو داشتم .(اینجا ادبی و خودمونی شد) .

اگر بخوایید از اساتیدم بدونید

خب اولینشون خانم کاترین پاندر هست، درسته مطالبشون بسیار ساده است اما به هر حال شروع من با ایشون بوده ، بعد آقای حلت که بسیار به من کمک کردند تا راه خودم رو پیدا کنم ، با مجله ی خوبشون .

دکتر آزمندیان ، استاد شاهین فرهنگ ، آنتونی رابینز عزیز

و مهمترین اساتیدم

آقای پرویز شهبازی که ایشون سایت هم دارن و قانون جذب رو به زیبایی آموزش میدن و به نظر من یکی از بهترین مفسرهای مولانا هستند.

و آقای امیر شریفی که من زندگیم رو مدیون اول از همه خودم و انتخاب های خودم هستم و بعد تمام اساتیدم و تمام گذشته ام (چه بد و چه خوب) و این دو تا استاد عزیزم یعنی که خیلی خیلی مدیونشون هستم.

الان هم هرچی رو که مطالعه کردم توی سایت و توی کانال تلگرامم میذارم

و دوست دارم نتایجی رو که من دیدم بقیه ی فارسی زبانان کل جهان ببینند.

زندگیتون شیرینه شیرین

فیروزه السادات امیرمالایی