قانون جذب چیست؟

(قسمت دوم)

در قسمت اول گفتیم کائنات بدون اینکه خوب و بد کند فقط و فقط به ارتعاشات شما پاسخ میدهد. تو هر آنچه را در طبق اخلاص بگذاری، به خودت برمیگردانی . در هر لحظه هر فکر و احساسی که داشته باشی، به این معنی است که مقدار بیشتری از همان را درخواست کرده ای.

از آنجا که ارتعاشات انرژی تو ، انرژی هم فرکانس را به سوی خودت جذب میکند؛ لازم است که مطمئن شوی به طور مداوم انرژی ، افکار و احساساتی را بیرون می فرستی که با هر آنچه میخواهی باشی، انجام دهی یا تجربه کنی، هم طنین باشد. فرکانس های انرژی تو باید با هر آنچه میخواهی در زندگی جذب کنی، هماهنگ باشد. اگر خواستار جذب عشق و لذت هستی ، پس فرکاس های ارتعاشی عشق و لذت همان هایی است که دلت میخواهد خلق کنی.

مساله را این گونه در نظر بگیر:

این مورد خیلی شبیه انتقال و دریافت امواج رادیویی است. فرکانس تو باید با فرکانس هر آنچه دلت میخواهد دریافت کنی، جور باشد. تو نمیتوانی طول موج ۹۸/۷ را روی اف ام بگذاری و انتظار داشته باشی ایستگاهی را که روی موج ۱۰۳/۳ است را بشنوی.

انرژی تو نیز باید با فرکانس انرژی فرستنده جور و هماهنگ باشد. بنابراین ، برای اینکه انرژی مثبت به سوی خودت جذب کنی، باید ارتعاش خود را با فرکانس مثبت هماهنگ کنی.

برای خلق آینده ای مثبت  ،لازم است انرژی ، افکار و احساسات خود را در صفحه ای مثبت نگه داری.

تو میتوانی کنترل افکار و احساساتت را یاد بگیری و به جای واکنش نشان دادن در برابر اوضاع زندگی ات ، ارتعاش مشابه اوضاع آرمانی ات را ایجاد کنی. بیشتر ما مردم صرفا به طور خودکار و ناآگاهانه در برابر اوضاع و رویدادهای اطراف خود واکنش نشان میدهیم.

شاید تو روزی سخت را سپری میکنی، لاستیک اتومبیلت پنچر شده یا شاید کسی غیر منصفانه با تو برخورد کرده است. به عبارتی ، تو با افکار و احساسات خودت، به این موقعیت ها واکنش منفی نشان میدهی و با افکار و احساسات منفی گرایانه ات  تجارب منفی مشابه بیشتری را به کائنات سفارش میدهی.برای خلق پیامد مثبت بیشتر، باید واکنش آگاهانه را به شیوه ای متفاوت و مثبت تر یاد بگیری.

این بحث را با جمله ای از آنتونی رابینز خاتمه میدهم:

اگر کاری را انجام دهی که همیشه انجام میدادی، آنچه را همیشه به دست می آوردی ، نصیب خودت میکنی.